بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٧ - مناط و ملاك در مفهوم شرط
الجملة اتّفاقيّة، أو كان التّالي غير مترتّب على المقدّم، أو كان مترتّبا و لكن لا على نحو الانحصار فيه- فانّه في جميع ذلك لا يلزم من انتفاء المقدّم انتفاء التّالي.
و انّما الّذي ينبغى اثباته هنا، هو انّ الجملة ظاهرة في هذه الامور الثّلاثة وضعا أو اطلاقا لتكون حجّة في المفهوم.
و الحق ظهور الجملة الشّرطيّة في هذه الامور وضعا في بعضها و اطلاقا في البعض الآخر.
ترجمه:
مناط و ملاك در مفهوم شرط
دلالت جمله شرطيّه بر مفهوم موقوف است بر اينكه از نظر وضع واضع يا اطلاق دلالت كند بر امور سهگانهاى كه بر يكديگر مترتّب مىباشند:
١- آنكه جمله دلالت كند بر ارتباط و ملازمه بين مقدّم و تالى.
٢- علاوه بر اين، دلالت كند بر اينكه تالى معلّق بر مقدّم و مترتّب و تابع آن است در نتيجه مقدّم سبب براى تالى و تالى مسبّب از آن مىباشد.
و مقصود از سبب در اينجا هرشيئى است كه بر آن شيئ ديگر مترتّب گردد اگرچه شرط باشد بنابراين سببى كه در اينجا مىگوئيم اعمّ است از سبب در اصطلاح فنّ معقول.
٣- غير از ايندو دلالت بايد بر منحصر بودن سببيّت در مقدّم نيز دلالت كند يعنى از آن بتوان استفاده كرد كه سبب ديگرى غير از مقدّم وجود ندارد كه بدل از آن بوده بطورى كه تالى بر آن نيز مترتّب مىگردد.
موقوف بودن مفهوم در جمله شرطيّه بر اين امور سهگانه امر روشن و واضحى است چه آنكه اگر امر اوّل منتفى باشد يعنى بين مقدّم و تالى ارتباط و ملازمه نبوده بلكه جمله اتّفاقيّه فرض شود يا امر اوّل حاصل بوده ولى دوّمى منتفى فرض گردد باين معنا كه تالى بر مقدّم مترتّب نبوده و باصطلاح مقدّم سبب و تالى مسبّب از آن نباشد يا احيانا در صورت حصول هردو امر، امر سوّم تحقّق نداشته باشد يعنى علّيّت